گویند مرا چو مُرد مادر!

[ad_1]


گویند مرا چو مُرد مادر!

گویند مرا چو مُرد مادر!

?پسرم مادرت خواب نیست. مُرده است!

? پسرم از آن پستان شهد مرگ می نوشی.
آنی که می نوشی شیر نیست. شرنگ بی وجدانی دنیائی است که به عشق محتاج است خود نمی داند.

?مادرت خواب نیست. آنکه خواب است وجدان بی مقدار مدعیان حقوق بشر است که از پس آروغ های مهوع شان بعد از سر کشیدن گیلاس های شامپاین در ضیافت خریت و کارناوال بهیمیت «خفقان مرگ» می تراود.

?پسرم ؛ مادرت خواب نیست. مادرت مُرده است. از بس که شرافت و معرفت و انسانیت مُرده است.

?بچه که بودیم به شوق می خواندیم:
گویند مرا چو زاد مادر ـ پستان به دهان گرفتن آموخت.

?پسرم حال نوبت توست تا به حزن بخوانی:
گویند مرا چو «مُرد» مادر ـ پستان به دهان گرفتن آموخت.

◾️(کودک مسلمان برمه ای بر بالین مادر)

?داریوش سجادی

گویند مرا چو مُرد مادر!



گویند مرا چو مُرد مادر!


کودکمادرمسلمان

[ad_2]

لینک منبع