وقتی مدیوم، مدل خنداندن را تغییر می دهد!|لینک مستقیم

[ad_1]

وقتی مدیوم، مدل خنداندن را تغییر می دهد!

تلویزیون, گفت و گو

بانی فیلم-گروه تلویزیون – فاطمه شهدوست: تلویزیون در کنار تمام رسالت هایی که به عنوان یک رسانه ملی دارد، مدت ها است که در راستای خنداندن و جذب مخاطب تولیدات گوناگونی را ارائه داده است. در بین این تولیدات جدا از سریال هایی که کم و بیش به چشم می خورد، برنامه های ترکیبی و جدیدتری هستند که لابه لای تکرار مکررات در مجموعه های تلویزیونی که مخاطب می پرانند، عاملی برای جلب نظر بینندگان این رسانه شده اند. در میان این برنامه ها می توان به استندآپ کمدی هایی اشاره کرد که به موضوعات و مسائل گوناگونی از قبیل مشکلات اجتماعی، فرهنگی و … می پردازند.
با همه این ها بحث ضعف سریال ها در جذب مخاطب موضوعی است که جای بحث و تأمل دارد.
در همین راستا، در بخش اول این گزارش بیژن بیرنگ با تأکید بر پایان دوران مجموعه های طنز رایج گفت: مدت هاست که دوره کمدی که پیش از اینها رایج بوده، تمام شده است. : در این بین زمانی که تماشاگر با نوع دیگری از کمدی جذاب تر است مواجه می شود، دیگر دلیلی ندارد تا به سریال های یکنواخت تن دهد، به همین دلیل اجراها و تولیداتی که از گذشته وجود داشته، حتی در برنامه های کودک، دیگر مخاطبش را نمی خنداند و این روزها با فیلم ها و کمیکهایی که در فضای مجازی رد و بدل می شود، قاعدتاً دوران آثاری که ما ناچاراً به آن می خندیدیم، سر می آید.
اگر فیلمنامه خوبی باشد و در واقع گروه نویسندگان روی اثری که آن را می نگارند فکر و تمرکز کنند تا اثر قابل توجهی را ارائه دهند، به عقیده من سریال های طنز نیز می توانند مثل سال های گذشته، مخاطب را جذب کنند و باز هم بیننده خود را داشته باشند.
جبار آذین نیز با اشاره به تغییرات مدیریتی گفت: در این مسیر تلویزیون به بهانه کمبود بودجه راه را برای ورود اسپانسرها باز کرد، حضور این جماعت تا جایی پیش رفت که موجب دخالت سلیقه ای اسپانسر در کیفیت و کمیت اثر در حال تولید شد. دخالت این افراد و حتی دخالت های سلیقه ای خود تلویزیون در برنامه سازی از جمله عواملی است که موجب رانده شدن هنرمندان حرفه ای از این رسانه گشت. چرا که برای تولید یک مجموعه تلویزیونی هنرمند باید از هفت خان رستم بگذرد یعنی باید رضایت شوراهای مختلفی را جلب کند تا به مرحله پخش برسد، در اینجا باز هم ممیزی های بسیاری وجود دارد. این ممیزی های سلیقه ای و اعمال نظرها با توجه به محدودیت بودجه در تلویزیون باعث شد تا این رسانه از افراد درجه چند و متوسطی در حوزه تولید استفاده کند که یا از اقوام صدا و سیمایی ها هستند و یا جزو کارمندان این سازمان اند، از همین رو ما شاهد فیلم ها و سریالهایی هستیم که از حد متوسط فراتر نمی رود.

 

جواد افشار:
نگاه تخصصی لازمه جذابیت هر کاری است!

جواد افشار کارگردان تلویزیون در بخش دیگری از این گزارش در این خصوص بیان کرد: طنز و کمدی یک موضوع کاملاً تخصصی است که پارامترهای ویژه ای برای جذب مخاطب دارد، به همین دلیل اگر این پارامترها جامع و کامل نباشد بالطبع با اقبالی از سوی مخاطب روبرو نخواهد شد، در حال حاضر به عنوان مثال مدتهاست که جوک ها ویدئوها و موارد اینچنینی که سطحی هستند در شبکه های مجازی و فضاهای گوناگون وجود دارند که علیرغم کیفیت پایینی که دارند، مخاطبان زیادی را به خود جذب کنند. به همین جهت باید گشت و مؤلفه هایی که موردپسند مردم هستند را پیدا کرد تا بتوانیم آنها را جذب کنیم. وی ادامه داد: در این میان مسئله ای که اهمیت دارد این است که علاوه بر در نظر گرفتن سلیقه و علایق مخاطب، کیفیت را نیز در کارها دخیل کنیم. در واقع محتوا غنی و محتوایی که حرفی برای گفتن داشته باشد نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که در صورت نادیده گرفتن مؤلفه های مهم و تأثیرگذار. در محتوا و فرم مجموعه، آن سریال با شکست روبرو می شود.
این کارگردان خاطرنشان کرد: با توجه به مسائلی که از آن گفتیم، برای قدرت گرفتن مجدد سریال ها باید تخصصی تر به آن نگاه شود تا هر چه زودتر مخاطبان مجموعه های طنز مجدد به آنها برگردند.

 

داریوش کاردان:
تلویزیون مجبور نیست مدام مردم را بخنداند!

داریوش کاردان که سابقه فعالیت های گوناگونی چون کارگردانی، اجرا، گویندگی و… را در جعبه جادویی دارد، در گفت و گو با بانی فیلم در خصوص بحث ضعف سریالها در خنداندن مخاطب و از سوی دیگر قدرت گرفتن برنامه هایی چون استندآپ کمدی ها در جلب نظر مردم عنوان کرد: خندیدن برای بشر به گونه ای لازمه زندگی است و عده ای هم در جامعه وظیفه دارند که زمینه های این اتفاق را برای مردم فراهم کنند. باید در نظر داشت که در کل خنداندن کار مشکلی است و هر چه سطح افرادی که قرار بر خنداندن آنها است، گسترده تر باشد این کار دشوارتر می شود، یعنی زمانی که از یک جمع فامیلی و یا حوزه گفت و گوها و شوخی های دوستانه فراتر می روید و قصد دارید تا مردم جامعه را بخندانید، قطعاً شوخی ها و طنزی که وجود دارد نیز تغییر می کند و خواه ناخواه کلمات و موضوعات نیز محدودتر می شود. حال زمانی که به رسانه ای مثل تلویزیون می رسیم سختی های این امر مشکلتر می شود.
وی ادامه داد: من فکر می کنم با توجه به موضوعاتی که در سریال ها و دیگر فضاها در حوزه طنز وجود دارد، باید بخش هایی که اختیاری هستند در نظر گرفته شود، یعنی به عنوان مثال وجود تئاترهای کمدی در سطوح مختلف که هرکس دلش بخواهد به انتخاب خودش می رود، اما زمانی که شما در خانه هستید دیگر آنجا حق انتخاب به این شکل وجود ندارد و نمی توان به فرزندت بگویی فلان برنامه را ببین. مدتی است از آنجایی که همه تولیدات تلویزیون می خواهند مردم را بخندانند، کیفیت و قدرت آنها نیز کاهش پیدا کرده است و این افت موجب شده تا مخاطب کمتر به آن سو جلب شود. به همین جهت با تمام احترامی که برای همکارانم قائل هستم، در کنار انبوه تولیدات یکنواخت اگر هر چند وقت یکبار مثلاً هفته ای یا ماهی یک برنامه که بتواند مردم را واقعاً بخنداند تولید شود کافی است. چرا که در صورت پخش مکرر یک کار تولید کننده آن بالاخره جایی کم می آورد و نتیجه این می شود که گاهی صحبت ها و دیالوگ هایی از رسانه ملی شنیده می شود که حتی در کوچه و بازار نمی توانید از آنها استفاده کنید. از همین رو لازم نیست مدام برای خنداندن مردم آن هم در زمانی که نمی توانی موفق باشی اقدام کنی.
مجری برنامه «صندلی داغ» با اشاره به دلیل دیگر افت قدرت تولیدات طنز اضافه کرد: یکی دیگر از دلایل این افول علاوه بر تلاش بیهوده برای خنداندن مردم، کمبود حضور افراد کاربلد و ماهر در حوزه طنز در تولیدات است. از سوی دیگر همه به اصطلاح یک نان پخت شده می خواهند، یعنی اینکه شما چندین ماه یک سناریو خوب را بنویسی، بعد ۲ ماه درباره آن با تهیه کننده و کارگردان صحبت کنی و سپس به سراغ فیلمبرداری بروی تا در نهایت ۱۸ قسمت سریال قابل توجه بسازی، برای تلویزیون چندان قابل قبول نیست و این فرصت داده نمی شود. گاهی باید همین کاری که حداقل ۶ ماه طول می کشد را در ۳۰ روز تمام کنی. در این میان تو باید سود هم ببری، از همین رو بازیگران و گروه معمولی را انتخاب می کنی و در بین فشاری که مدام از سوی آنتن وارد می شود که کار به کجا رسید، در نهایت گرفتار یک ساده نگری و ساده فرض کردن مردم می شوید که نتیجه آن یک اثر نامعلوم بدون معنی می شود. سریالی که نه شو است، نه استندآپ کمدی و نه سریال!
کاردان درباره برنامه هایی چون استندآپ کمدی ها نیز بیان کرد: اینکه یک نفر جک یا ماجرای خنده داری را تعریف می کند، درست است که در بین جای خالی یک اثر قابل توجه در تلویزیون مورد استقبال بیشتری قرار می گیرد، اما واقعیت این است که جای این اتفاق در تلویزیون نیست، چرا که تلویزیون یک رسانه بصری است و باید از جلوه های بصری استفاده کند، اینکه در این رسانه با یک دکور میلیاردی حرف رادیویی بزنی چه فایده ای دارد؟! این هدر دادن پول و ناآگاهی است.
وی یادآور شد: همان طور که گفتم چند سال پیش یک سریال کمدی در ماه رمضان یا مقطع دیگری بود که تقریباً همه را می خنداند، اما این روزها همه بدون فکر خاصی در حال تولید سریالهایی اند که جذابیت خودشان را در این تعدد از دست داده اند. به نظرم با ادامه این نگاه و تولیدات انبوه اوضاع بدتر از این می شود و در آخر ممکن است دستور صادر شود که این تولیدات را قطع کنید و کنار بگذارید. من باز هم ضمن احترامی که برای دوستان و همکارانم قائل هستم، باید بگویم که هر کسی در هر جایگاهی، همان اندازه که بلد است باید کار کند، وگرنه کار، بیشتر از توانی که وجود دارد، به مرور ضرر می زند.
کاردان یادآور شد: در بین تولیدات موجود برخی برنامه ها مثل بچه ای می مانند که در یک مهمانی به هر روشی می خواهند جلب نظر کنند، در این میان بالاخره ممکن است اتفاق خنده داری رخ دهد اما در کنار بحث خنده آن فرد به گونه ای مضحکه می شود. در برخی برنامه ها نیز این شرایط به وجود می آید و چون نمی توانند با یک طنز سالم مخاطب را بخندانند، وارد حرف های مگو و کارهای سخیف می شوند.

 

محمدتقی فهیم:
در تلویزیون کمدی نداریم!

محمدتقی فهیم منتقد تلویزیون و سینما در خصوص این موضوع به بانی فیلم گفت: طنز تا زمانی که دسته بندی و ژانربندی درستی در کشور ما نشود و همه چیز را تحت عنوان طنز معرفی کنند، این یک اشکال است. ما اساساً در تلویزیون کمدی نداریم، چون کمدین هایی که مثل چارلی چاپلین، وودی آلن و… قائل به فرد باشند را نداریم. از سوی دیگر ما طناز به معنی که رایج و تثبیت شده باشد نیز نداریم. به همین دلیل همه چیز عنوان طنز به خود می گیرد و رفتن به سراغ سرگرمی صرف در این فضا هیچ سقفی ندارد. در واقع ما کمدی که اندیشمند باشد نداریم، از همین رو چون ثبت کارهای ما، تحلیل، آشنایی با مسائل اجتماعی و سواد طنز وجود ندارد، موجب می شود که تولیدات دچار زوال شوند و بازیگران آن کار تنها با گفتار و بازی با کلمات نقش آفرینی می کنند. اما مردم مدتهاست که دیگر به این حد قانع نمی شوند و حتی ذائقه او نیز تغییر می کند، یعنی دلش می خواهد اثری که می بیند از سریال قبلی مبتذل تر باشد.
وی ادامه داد: این رخداد در حالی است که اگر ما طنزهای ژانری داشته باشیم و بعد طنازان ما باسواد و به صورت فردی قدرت طنزپردازی را داشته باشند، طنزی حاصل می شود که معمولاً برگرفته از مسائل اجتماعی است و سعی می کند تا دائم به مشکلات مبتلا به جامعه بپردازد، در این میان مخاطبان به دلیل گرایش به این موضوعات مشتری دائمی این نوع طنز می شوند.
فهیم خاطرنشان کرد: ظهور کمدین هایی که قابلیت های ویژه داشته باشند و در واقع وارد کاراکتری کاریزماتیک باشند، در قاب تلویزیون باعث می شود که مخاطب به این سمت جلب شود. در حال حاضر همین تعدادی که می بینیم نیز اینگونه نیستند و به دلیل کمبود این موضوع وارد فضایی شده ایم که کمدین هایی که خودشان را در این حوزه جا زده اند در تلویزیون حاضر شوند. با این وجود از آنجایی که اجراهای آنها در حوزه استندآپ کمدیها گریزی به مسائل اجتماعی دارند، هر از گاهی برخی از این برنامه ها نسبت به سریال های یکنواخت، توجه مخاطب را بیشتر به خود جلب می کنند.

 

سپند امیرسلیمانی:
همچنان از استندآپ های جهانی فاصله داریم!

سپند امیرسلیمانی که سالهای سال است فیلم ها و سریال های گوناگونی چون «من یک مستاجرم»، «مرد دو هزار چهره»، «خوش نشین ها»، «مسیر انحرافی»، «همسایه ها»، «اخراجی ها»، «خوب، بد، جلف» و… را در کارنامه کاری خود دارد، در خصوص افول سریال های کمدی در راستای خنداندن مخاطب و از سوی دیگر جلب نگاهها به استندآپ کمدی ها و برنامه های جدیدتر به بانی فیلم گفت: من حس می کنم تنوع کارهای شخصی که در بین تولیدات صدا و سیما، مثل استندآپ کمدی ها وجود دارد، بیشتر از برخی مجموعه ها است و در آنها راجع به مسائل مختلفی صحبت می شود. این اتفاق در حالی است که ما از فضایی که استندآپ ها در همه جای دنیا دارند، هنوز دور است. استندآپ در جهان روی ۴ محور اصلی موضوعات سیاسی، مذهبی، جنسی و اجتماعی می چرخد، اما ما ۳ مورد اول را نداریم و در حوزه اجتماعی نیز راجع به هیچ قشری در هیچ جایی نمی توانیم صحبت کنیم، به همین جهت از این عرصه هم تنها نیمی از آن را داریم و با این حال خیلی اوقات همه با دیدن همین کارهای موجود با تعجب می گویند وای دیدی چه گفت!
امیرسلیمانی در ادامه با اشاره به کیفیت سریال های تلویزیونی تصریح کرد: در سریال های موجود مدتهاست که اتفاقات، کاراکترها و داستان ها مدام در حال تکرار هستند و متأسفانه سوژه های جدید در این مجموعه ها کمتر دیده می شوند. از سوی دیگر برخی ها فکر می کنند که ما خط قرمزها را نمی شناسیم، به همین دلیل سلیقه ها و نظرات موجود همیشه وارد کارها می شوند. در این فضا همه به گونه ای نگران هستند، از تهیه کننده، کارگردان و بازیگران گرفته تا مدیر گروه، شبکه و… همه مضطرب هستند که این کار در نهایت چه بازخوردهایی خواهد داشت. در این بین گاهی اتفاقات غیرقابل پیش بینی در طول پروژه نظارت و آماده سازی کار برای نمایش رخ می دهد. به عنوان نمونه من در سریالی قرار بود با نقشی که دارم نشان دهم که اسطوره های ما تنها شخصیت های خارجی نیستند و در آن سریال من در قالب بازی رستم را یادآوری می کردم، اما بعد از مدتی یک دفعه گفتند اصلاً کل این بخش ها باید حذف شوند و اینگونه من از کاراکتری که یک شخصیت خاص داشت به کسی تبدیل شدم که تنها در سریال می رفت و می آمد! من هیچگاه متوجه نشدم که رستم چه صدمه ای ممکن بود به تلویزیون بزند، اما در هر حال این اتفاق برای آن کار افتاد. در کنار این قضیه من الان می توانم در استندآپ کمدی از رستم و موضوعات دیگر صحبت کنم، به همین جهت طبیعی است که توجه ها به این سمت معطوف شود.
بازیگر سریال «همسایه ها» اضافه کرد: جدا از چارچوب هایی که هر رسانه ای برای خود دارد، همانطور که گفتم بیشتر بحث نگرانی هایی که وجود دارد مطرح است. در واقع به دلیل این نگرانی ها است که اغلب سریال های موجود از واقعیت ها فاصله گرفته اند و این امر موجب می شود تا از جذابیت آنها کاسته شود.

 

علی مسعودی:
مشکل اصلی ضعف فیلمنامه است!

علی مسعودی نویسنده و بازیگری که نگارش مجموعه هایی چون «آقا و خانم سنگی»، «قرارگاه مسکونی» و… را در کارنامه کاری خود دارد، در گفت و گو با بانی فیلم در خصوص کاهش قدرت سریال های طنز در خنداندن مردم و از سوی دیگر جلب نظر مخاطبان با استندآپ کمدی ها عنوان کرد: اساسی ترین مشکلی که ما در حوزه تولید سریال های طنز داریم، ضعف فیلمنامه است. در حال حاضر ما نویسنده طنز خوب نداریم و آن تعدادی که هستند یا دیگر حوصله کار کردن ندارند و یا از ناظرکیفی گرفته تا مدیرگروه، تهیه کننده، بازیگر، کارگردان و… آنقدر در متن ها دست می برند که در آخر از آن متن یک شکل عجیب و غریب باقی می ماند. از همین رو بزرگترین نقص ما در همان پایه اولیه فیلمنامه است.
وی ادامه داد: جدا از این موضوع، ما بازیگران طنز خیلی خوب و حرفه ای داریم و حتی در حوزه تولید نیز کارگردان ها و تهیه کنندگان کاربلد و باتجربه ای داریم که سالهاست در این حوزه فعالیت کرده اند و در صورت مهیا بودن شرایط می توانند باز هم تولیداتی داشته باشند که بتوانند با آن مردم را جذب و خوشحال کنند.
مسعودی در ادامه با اشاره به محبوبیت استندآپ کمدی ها اضافه کرد: از آنجایی که تا مدت ها ما در تلویزیون برنامه هایی مثل استندآپ کمدی ها را نداشتیم، ورود این دست تولیدات به تلویزیون باعث شد تا نظر مردم جلب شود، از سوی دیگر موضوعاتی که این دست تولیدات دارند نیز موجب شد تا نگاه ما بیش از پیش معطوف آنها شود. در این میان از آنجایی که برخی از مجریان استندآپ ها از خود مردم هستند، موجب می شود تا آنها این سبک را بپسندند و با همذات پنداری جذب آن شوند، زیرا ما ایرانیها اینطور هستیم که در هر خانواده ای یک کمدین داریم و خیلی از ما فکر می کنند کمدین هستند، این موجب همان همذات پنداری می شود که از آن گفتم.
وی تصریح کرد: رامبد جوان از ۲ سال پیش در «خندوانه» در فکر راه اندازی این بخش از برنامه بود و برای آن فکر کرده بود، چرا که برای او کیفیت مهم است و این عامل موجب شد تا برنامه ای کارشناسی شده و جالب توجه در حوزه استندآپ شکل بگیرد. نزدیک به ۳ هزار ویدئو برای این برنامه ارسال شده بود که از بین آنها زمان صرف شد و ۱۰۰ تا انتخاب شدند بعد هم باز آنها گلچین شدند تا به افراد موجود رسیدند. این یک پروژه سنگین بود و گروهی برای آن زحمت کشیدند.
مسعودی یادآور شد: با همه اینها آنقدر خط قرمزها در تلویزیون زیاد شده است که آدم به سختی می تواند یک جوک تعریف کند، چه برسد به تألیف فیلمنامه های کمدی، چرا که در این مورد همان طور که گفتم نظرات و دست بردنهای بسیاری در کار اتفاق می افتد که آن نمک موجود را از بین می برد و به آن لطمه وارد می کند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *